از هرجاهررنگ free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود. اما افسوس که به جای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین درد او را بیآبی معرفی کردند.
من با کوله باری از:
حسرت . خاطره . رنج . دلهره و......
سراغ تورا میگیرم
ازماه
ازخورشید
ازستاره ها
واز دیوارهای گلی پسکوچه های محله ای ما
اما هیچکدام تورا ندیده اند
وآوازت را نشنیده اند
توهستی؟
نمیدانم
ولی من هنوز طنین آواز تورا در خانه ای تاریکم میشنوم
که میگفتی:
من "هیچگاه رهایت نمیکنم"
ودردلت میگفتی:
این پسر چقدردیوانه هست
ومن میفهمیدم
که من دیوانه نیستم
تواحمقی...............................
چون عقده چادر را از سرش برداشته بود،
دختری، اشک و فریادی در سکوت وحشت شهری،
چرا خداوند اورا مونث آفرید؟
شب بود، صدای زنگ تیلفون.
الو سلام.....................
صدای دختریست از جنس درد و از نسل خشونت،
آه...... چشمان معصوم نرگس و ترس احمقانه سارا
و بغض شکسته شیلا و مریم و زهرا...............
و هزاران دختر افغانی،
که دنبال پناه گاهی و آغوش و محبتی حیرانند،
گامهای بی هدف و هزارن چشم کثیف
که دنبالشان زُل میزنند.
دست آرام به شانه دخترک فشار وارد کرد
(من در خدمتم) با من میروی؟
و نفهمید که دختر چه دردی دارد.
و این دخترک را سخت رنج میداد،
(دوستت دارم)
واژه ای آشنا به گوش دختر ،
که هیچگاه از دلی و با صداقت کسی برایش نگفته بود،
فریب، نیرنگ و دروغ
حتی از پدر و مادر،
طنابی و صندلی،
نه!!
پطرولی و آتشی،
...............
بیمارستان،
و ناله دختری در امتداد راهرو،
............
صدای گریه زنی که میگفت،
دخترم....... آری او مُرد ،
اما هنوز پدر و مادر از خود نپرسیده بود که:
کی مقصر است؟
ما؟ یا او؟
چراانسانها نامهربان هستند؟
شاید هم تقصیرخودم هست.................
واینک:
خداحافظ.
عشقی که قلب منجمـــــــدم را مذاب کرد
ما را به جـــــــرم با تو نشستن کباب کرد
یک شعله عشق در شب چشمم نفس کشید
یک آیه از نگــــــــــاه تو را مستجاب کرد
چشمت همیشه منتظر چیــــــــز تازه ایست
چیزی شبـــــیه آنچه دلـــــــم را مجاب کرد
این مرغک شکســــته پَرآرام و سر به زیر
پسکوچه های ذهـــــــــــــن مرا انتخاب کرد
لعنت به چشم خســــــــــته ی بارانی ِ خودم
یک شب تمام نقشــــــــه ی مارا بر آب کرد
امشب تو نیســـــــــــــــــتی و برای گریستن
باید تمــــــــــــــــــام غربت ما را کتاب کرد
*****
دوست دارم همیشه درکنارتوباشم
آیا توهم این احساس راداری؟
کاری ندارم
فقط بگذاردوستت داشته باشم
برای همیشه
(دوستت دارم)
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خورشید مارا به مسخره میگیرد
شاید دگرچیزی برای گفتن نداریم
آن اشعاری که یک روزی برای به دست آوردن دلی سروده می شد
امروز برای شکستن دلی زمزمه میشود
وفردا.....................؟
دراین میان نمیدانم ازکجا بفهمم که دوستم دارد؟
آیا درمیان بندگان خدا دلی هست که برای مابطپد؟
واینک"هبوط"میکنم تا آن دل راپیداکنم
وشاید آن دل مال توباشد
..................
زندگی قصه ء دردو غم ماست
زندگی حسرت بیش وکم ماست
سال ۱۳۸۷ گذشت واینک بازهم یک سال دیگر
اینهمه تکرار
تکرار سال وماه و.......................
وشاید ما محکومیم به این تکرار
نمیدانم
اصلآ نمیدانم چه گفتم
...........
تنهاکسی بودی که دل دادم به چشمانت
اماشکستی خیلی آسان عهد و پیمانت
جان را فدای نام تو میکردم اما تو
کردی مرا قربانی اسرار پنهانت
کی بود؟ کجا بود ؟ کی تو را از من گرفت؟
ای مهربان تا کی بمانم کنج زندانت ؟
لعنت به چشم و دل که دنبال تو میگردد
لعنت به من چون باز میخوانم ز چشمانت
محتاج یک لبخند تو بودم ولی اکنون
لبریز از دردم شدم محتاج درمانت
تو نیستی و حس شعرم باز میسوزد
لابد بگویم باز من قربان چشمانت
دفن خاکم نکنید بگذارید او بیاید
....
کفنم را بگشائید که ببینم صورتش را
تابوتم را بر ندارید شاید او اینجا بیاید
دفن خاکم نکنید
او میرسد او میدود من میبینم
اشک میریزدو انگشت ندامت به دهان
دفن خاکم نکنید
بگذارید او بیاید هنوزم من نا تمامم
بگذارید حتی یکبار او ببوسد صورتم را
دفن خاکم نکنید
"هنوزم دوستش دارم"
.......